سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل
هیچ متکبّری، دوستی ندارد . [امام علی علیه السلام]
 
یکشنبه 86 فروردین 19 , ساعت 3:0 عصر

 

آثار محبت به خدا

 

  1. دوستی با دوستان خدا : وقتی محبت خداوند در دلی خانه کرد، آن دل محبت همه ی کسانی را که رنگ و نشانی از او دارند، در خود می یابد و به مقداری که این رنگ و نشان بیشتر و قوی تر باشد، علاقه و محبت نیز فزون تر می شود. در منظومه‌ی عاشقان و دوستان الــهی که بر گرد کعبـه وجود او حلقه زدهاند، نزدیک ترین آن ها رسـول خدا (ص) و اهل بیت ایشان(ع) هستند که مظهر تمام و کمال حق و جلوه‌ی زیبایی های اویند. هر کس این خانواده را بشناسد، عشق به آنان را در خود می یابد. هر محبی به خاطر زیبایی هایی که در محبوب می بیند، او را دوست می دارد و اگر آن زیبایی ها قابل کسب باشند، تلاش می کند خود نیز به آن زیبایی ها دست یابد. به همین جهت، خداوند به پیامبرش دستور می دهد مزد و پاداش مجاهدت های خود را دوستی و مهرورزی با خانواده اش اعلام کند و بگوید که این دوستی به سود شماست و رستگاری شما را به دنبال دارد.
  2. پیروی از خداوند : نمی شود انسان از صمیم دل کسی را دوست داشته باشد اما از فرمانش سرپیچی کند. این سرپیچی نشانه ی عدم صداقت در دوستی است. برخی می پندارند محبت قلبی و درونی کافی است. می گویند: « قلب انسان با خدا باشد، کافی است و عمل به احکام دین ضرورتی ندارد، اعمال ظاهری و ظاهر انسان مهم نیست، آن چه اهمیت دارد، درون و باطن انسان است.»  این توجیه ، با کلام خداوند سازگار نیست. خداوند می فرماید اگر مرا دوست دارید و اگر محبت من در قلب شما قرار گرفته، شایسته است از دستورات من پیروی کنید. چگونه ممکن است کسی به دیگری اظهار ارادت و علاقه‌ی قلبی کند اما به دستورات او گوش ندهد...؟!
  3. محبت به راهی که ما را به خداوند می رساند : کسی که به دوستی با خدا دل بسته و او را محبوب زندگی خود قرار داده است، راه رسیدن به او را هم دوست دارد. اعمالی که انسان را به خدا می رساند، همان برنامه هایی است که به نام «دین» در اختیار ما قرار داده شده است. پس دوستدار خدا، دوستدار دین او و راه رسیدن به اوست .
  4. بیزاری و تنفر از باطل و دشمنان خدا : عاشق روشنایی، از تاریکی می گریزد. دوستدار زندگی و بقا، از نیستی و نابودی متنفر است. دل بسته‌ی عدالت و آزادی و صداقت و وفا، از ظلم و استبداد و ریا و بی وفایی بیزار است و آن کس که به دوستی با خدا افتخار می کند، از هر چه ضد خدایی است، بیزار است. بنابراین، دینداری گر چه با دوستی خدا آغاز می شود، اما تنفر از ضد او را نیز به دنبال دارد. به همین جهت اگر کسی بخواهد قلبش را خانه ی خدا کند باید محبت شیطان و امور شیطانی را از آن آن بیرون کند. جمله ی «لا اله الا الله» که پایه و اساس بنای اسلام است، مرکب از یک نفی و یک اثبات است : «نه» به هر چه غیر خـدایی است و «آری» به خدای یگانه. پس دینداری بر دو پایه استوار است : تولی (دوستی با خدا) و تبری (بیزاری از باطل) و به میزانی که دوستی با خــدا عمیق تر باشـد نفــرت از باطــل هم عمیق تر است. امـام خمینـی (ره) در پیــام ارزشمندی، بعد از تبیین دقیق مرزهای دوستی و بیزاری می گوید: «مگر تحقق دیانت، جز اعلام محبت و وفاداری نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا که خلوص عشق موحـدیـن جز به ظهـور کامل نفرت از مشرکیـن و منافقیـن میسـر شـود.» بر مبنای همین تحلیل، ایشان به مسلمانان جهان سفارش می کنند: «باید مسلمانان، فضای سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملی نسبت به دشمنان خدا لبریز کنند.
  5. مبارزه با دشمنان خدا : عاشقان خدا پرچمدار مبارزه با زشتی ها، ستم و ستمگران بوده اند. همه پیامبران، از حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهیم (ع) تا پیامبر اسلام (ص) زندگی خود را در مبارزه‌ی با ستم و پلیدی گذراندندو پرچم مبارزه را از نسلی به نسل بعد منتقل کردند. نمی شود کسی دوستدار فضیلت ها باشد اما از عدل و حق و مساوات لذت نبرد، در جهان زشتی و نامردی و ستم ببیند و بتواند قرار و آرام بگیرد.

                                   



لیست کل یادداشت های این وبلاگ